الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
526
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
ظِلٌّ ، ظَلِيلٌ : بخشنده و فيض رساننده . و آيه ( وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا - 57 / نساء ) كنايه از حيات و زندگى تازه و آرام است . الظُّلَّة : ابرى كه باد گرم و سموم در پى دارد . در آيات : ( كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ - 171 / اعراف ) ( عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ - 189 / شعراء ) أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ - 210 / بقره ) يعنى : عذابى كه به ايشان مىرسد . ظُلَل جمع ظُلَّة است مثل غرفة و غرف و قربة و قرب . عبارت - في ظلل - در آيهء اخير - في ضلال هم خوانده شده كه يا جمع - ظلّة - است مثل غلبة و غلاب ( چهره و دست ) و حفرة و حفار ( سوراخ و منفذ ) و يا جمع - ظلّ - است مثل آيه : ( يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ - 48 / نحل ) . بعضى از زبانشان گفتهاند هر شاخصى - ظلّى - است و بر اين معنى شعر شاعر بر آن دلالت دارد كه مىگويد : لمّا نزلنا رفعنا ظلّ أخبية ( همين كه فرود آمديم عمود خيمهها را برافراشتيم ) البتّه سايه را كه همان - فى - است نصب نمىكنند و برپا نمىدارند بلكه خيمهها و چادرها را بر پا مىدارند ، شاعر ديگرى مىگويد : يتبع أفياء الظِّلَال عشيّة ( شامگاهان سايههايى كه بالا آمدهاند دنبال مىكنند ) يعنى سايههايى كه بالا بر آمدهاند ، و در اين مصراع دلالتى نيست زيرا - رفعنا ظلّ أخبية - در مصراع قبل معنيش برپا داشتن چادرهاست ، گويى كه بناچار سايه را بلند كرده است . و در - أفياء الظّلال - ظلال عام است و به هر سايهاى اطلاق مىشود ولى - فيء - خاصّ است و آنجا كه مىگويد : أفياء الظّلال اضافه جنسيت است كه چيزى به جنس خودش اضافه شود و - ظُلَّة - هم چيزى است مثل صُفَّة « 1 » . كه آيه : ( وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ - 32 / لقمان )
--> ( 1 ) صفّه : قسمتى از بناء خانه و مسجد است كه سقفى دارد و فضاى وسيعى ، و در حديث يادآورى اهل .